در جنوب و مشرق افغانستان

ارواښاد قدرت الله حداد فرهاد

صفحه 308 تاريخ سيستان :

” زابلستان نام مملكت نيمروز است كه عبارت از سيستان و زمين داور و توران و قندهار تا كابل است ولى در اينجا مراد از زابلستان ناحيه است كه شهر غزنين قصبه اّن بوده و بعد ها اّباد و پايتخت سلاطين غزنوى شده است و محمود غزنوى را بدين جهته زابلي ( زابلستاني) خوانده اند.”

در ترك و خلج و سحبستان تحريفى است كه در اّثار عربي اّمده است ، اعراب در تاريخ نويسي در قرن چارم اّثار متعددي نوشته اند وهمين تحريف با معرب ساختن موجب اشتباهاتى شده است كه ترك و خلج را ترك نژاد گفته اند . در نتيجه سلطان محمود هم ترک شده است در حاليكه سبكټين خود را ترك مى گفت و تفصيلى در مورد موجود است .

در مورد كليفورباسورس شرحي در مورد مى ڼارد به اين صورت :

” در جنوب و مشرق افغانستان پيشروى اسلام تا مدت درازي به دست شاهان بومى ناحيه ايكه از بست و زمينداور تا دره كابل امتداد مى يافت و برجسته ترين اّنها زنبيلها و كابلستان بودند متوقف گرديد . اين دو دودمان خويشاوند بودند . اگر چه منابع عربي از سرناب اگاهي زنبيل ها را ترك مى خوانند (چنانچه هپتاليان شمال باكتريا را نيز ترك مى گويند) با اينكه منابع جغرافيايي اسلامي سده چهارم هجري دهم ميلادي مى گويند كه تركان خلج با احتشام خود در فلات ميان كابل و بست گردش مى كردند ، اما اين سخن بدان معنى نيست كه در گذشته عنصر ترك درين ناحيه سر مى برند ، در واقع محتمل مى نمايد كه اين ” تركان خلج” اصلاً ترك نبودند ، بلكه بقاياى قومي بودند كه خاسټاه اّن معلوم نيست و از تاخت و تازهاى هپتاليان در مشرق افغانستان بجا مانده بودند در بحث ماركورات Marqrout كه دريافت خلجان بقاياى هپتاليان بودند باز هم برخى اّنها قوم ترك مى دانست . ”

 

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*